تبلیغات
انصار المهدی - پیشنهادهایی برای جلوگیری از ترور دانشمندان

انصار المهدی
 
جانم فدای رهبر
ترور دانشمند ایرانی شهید مصطفی احمدی روشن و همراهانش بار دیگر خشم ملت ایران و آزاد اندیشان جهان را به اوج خود رساند. اگرچه که دولت آمریکا به طور رسمی نقش خود را در این ترور انکار کرد تا همین چند روز پیش گفتگوهای کاندیداهای ریاست جمهوری در آمریکا در تایید عملیات تروریستی در ایران حاکی از جو حاکم و نقش تایید و حمایتی و یا حتی فعال تر آمریکا در این جنایت دارد. دولت اسراییل نیز با اعلان رضایت آمیز این واقعه با زهر لبخندی مژده ادامه چنین " اتفاقات غیر طبیعی" در ایران را ابراز داشت.
به ادامه ی مطلب بروید....

سال ها است که اسراییل از مرحله دفاع از حقانیت خود دست بر داشته است. افکار عمومی جهان چه در اروپا و چه در آمریکا (البته همراه با ترس و خود سانسوری) بر علیه اسراییل به عنوان حکومتی نژاد پرست، جنگ افروز، توسعه طلب و تروریست آن چنان رشد کرده است که ارگان های رسمی اسراییل دیگر سعی هم در عوض کردن این تصویر ندارند چرا که می دانند بی فایده است. از سوی دیگر آمریکا که با پرچم "جنگ با ترور" بیش از دو دهه است که حق حمله بدون دلیل به هر نقطه جهان را برای خود قایل شده، قوانینی برای زندانی و حتی کشتن مخالفان خود بدون محاکمه بر اساس "جنگ با ترور" وضع کرده و زندان های متعددی در نقاط مختلف جهان از جمله گوانتاناموبی را از مخالفان خود بدون اعلان جرم انباشته است نیز به طور ضمنی این ترور را تایید می کند و بلندگوهایش از جناح دموکرات تا جمهوری خواه گاه گداری با نسبت دادن ترور دانشمندان در ایران به ارگان های جاسوسی خود از آن به عنوان یک تاکتیک موجه مقابله با ایران دفاع می کنند.

واقعیت این است که دنیای غرب که با انقلاب صنعنی قرن هیجدهم و نوزدهم ، با اختراع ماشین بخار و به تبع آن اختراعات و اکتشافات متعدد دیگراز نظر تکنولوژی به نقطه اوج بشریت رسید ، با افزایش بحران های اقتصادی و فرهنگی و فلسفی و سیاسی به نقطه ای رسیده چاره ای جز دست یازیدن به ترور ندارد. فاشیزم در واقع آخرین مراحل تحول غرب در دنیای امروز است .

دراین مقطع مقابله با رژیم ورشکسته غرب و برخورد با ترور باید همه شمول و در چندین جبهه به پیش برود.

الف. برخورد فناوری: 
گرچه به نظر می رسد که این برخورد تنها باید توسط نیروهای امنیتی انجام شود ولی درواقع نقش مشورتی شهروندان مطلع و دلسوز را نباید دست کم گرفت.

در بررسی ترور اخیر دانشمندان ایرانی به نظر می رسد که دشمن از بمب ها ی مغناطیسی استفاده فراوانی می کند. سیستم هایی در دسترس است که با ایجاد مدار الکتریکی می توانند در واقع مغناطیس را دفع کنند. چنین سیستم هایی که از باطری خودرو نیرو می گیرند می توانند رسیدن جریان مغناطیسی قوی و غیر عادی را کشف کرده و مثل یک سویچ عکس العمل نشان دهند. عکس العمل می تواند صوت هشدار دهنده باشد، برقراری یک مدار قوی تر ضد مغناطیسی در دفع بمب مغناطیسی باشد و یا حتی فعال کردن سپر های متحرک از چهار جهت که بمب گذار و موتور سیکلت او را به چندین متر دور تر پرتاب کند. 

بعید به نظر می رسد که تروریست ها در این موارد از بمب های کنترل از راه دور استفاده کنند چرا که آن نیز احتیاج به نصب خود بمب نزدیک به قربانی دارد. با وجود این نصب دستگاه های کوچک رد یاب یا مارکدار الکترونیکی روی خود رو به عنوان سویچی که خودرو در هنگام عبور از نزدیک بمب ، بمب را فعال و منفجر کند باید در نظر گرفته شود. استفاده دستگاه های تخدیش کننده امواج رادیویی می توانند چنین مدار هایی را مخدوش کنند. 

استفاده از لایه های فولاد در بدنه و در اتوموبیل از شدت ضربه انفجار جلوگیری می کند و تا حدود ی موثر است. چنین روش های مقاوم سازی بدنه خودرو به طور مستمر توسط ارتش آمریکا در افغانستان و عراق بر علیه بمب های بسیار قوی انجام شده و در این مورد می تواند بسیار پوشید ه و غیر قابل شناسایی باشد. 

استفاده از دوربین های کوچک مدار بسته در داخل اتوموبیل که روی مدار تکراری همیشه یک ساعت را تحولات ۳۶۰ درجه در اطراف ماشین را ضبط می کنند نه تنها در شناسایی و دستگیری مجرمین کمک بسیار زیادی می کند بلکه کار را برای این دشمنان در حمله های آتی سخت تر خواهد کرد. در حال حاضر چنین تکنولوژی با قیمت بسیار نازل و به طور تجارتی در دسترس است و شهروندان آمریکایی به منظور استفاده در دادگاه های جرایم رانندگی و بعد از تصادفات رانندگی برای دفاع از خود از آن استفاده می کنند. نصب چنین دوربین ها نیز بسیار پوشیده است و به آسانی نمی توان وجود آن را یا عدم وجود آن را تشخیص داد. در واقع استفاده بسیار گسترده سیستم امنیتی دوبی از دوربین های مدار بسته بود که گروه سیزده نفر تروریست های اسراییلی در دوبی را شناسایی و افشا کرد.

ب. برخورد های امنیتی توسط نیروی انسانی
وجود گروه های ناظر ولی کاملا پوشیده به طور ۲۴ ساعته درپیرامون این دانشمندان به ماموران کمک می کند که شرایط غیر عادی و مشکوک را بهتر تشخیص بدهند و از طرفی کار شناسایی و نقشه ریزی تروریست هارا مشکل تر کنند. این مامورین برا ی حفظ موقعیت خود نباید در سایر مسایل انتظامی به هیچ ترتیبی نقش و دخالت داشته باشند وگرنه خودشان به زودی توسط جاسوسان دشمن شناسایی شده و فعالیت شان خنثی می شود.

روش های نیروهای نیروهای تروریستی و جاسوسی موساد و کلا کشور های غرب چندان پیچیده نیست. : مطالعه دقیق رفتار های روزانه قربانی آینده یعنی مسیر رفت و آمد، عادت ها و غیره و برای این کار طبعا برای ماه ها و هفته ها از ناظر عینی به عنوان جاسوس و خیرچین ( که احتمالا به هیچ وجه از چند و چون تیم ضربت یا عامل ) اطلاعی ندارد ، استفاده می کنند . اطلاعات این جاسوس ها جمع آوری می شود و به صورت خلاصه به تیم ضربت فرستاده می شود. معمولا ساعت دقیق و لحظه دقیق حمله را تنها همان دو نفر عامل (موتور سوار و بمب گذار) می دانند و نه هیچ کس دیگر. 

باز گذاشتن جامعه برای بحث های عمومی و مخالفین منطقی سیاست های دولت به این اپوزیسیون صلح آمیز که با ترور و براندازی مخالف هست کمک می کند که مرز خود را با هسته های تروریستی مشخص کنند. به تجربه دیده شده است که بعد از عملیات تروریستی در عکس العملی از طرف نیروهای امنیتی به یک چوب زدن همه مخالفین صلح طلب در واقع بستر امنی برای نیروهای نظامی و بر انداز فراهم می کند که به توانند ماموریت های آینده شان از شناسایی تا بمب گذاری را راحت تر انجام دهند. 

برخورد اخلاقی به این مقوله و پدیده ای در این مرحله هرچند به ما کمک می کند که در جنگ به فاشیزم یا تروریسم، خود به آن تبدیل نشویم ولی در تغییر روش های فاشیستی غرب از جمله ترور تاثیر چندانی ندارد. ماشینی که در سرازیری ترمز خود را از دست داده با دلیل و منطق و مراجعه به وجدان نمی توان به مسیر سالم برگرداند.

بحث عمومی رایج از بعضی مخالفان دولت در مورد نارسایی های نیروهای امنیتی در محافظت دانشمندان نیز اگر جایگزین بحث سالم و ساختاری برای جلوگیری این جنایت ها در آیند ه شود نیز تنها با گلایه و انداختن گناه به گردن این و آن تنها باعث انرژی گیری بیشتر و از هدف دور افتادن می شود.

غریب به اتقاق نیروهای مترقی جهانی به خصوص در حال حاضر که در زمینه اقتصادی نیز دنیای غرب به شدت وجهه خود را از دست داده و کل اصول بنیادینش زیر سوال رفته است این حرکات تروریستی آمریکاو اسراییل را محکوم می کنند و نشانه ضعف و استیصال می بینند. برتری اخلاقی در این داستان کاملا در جبهه ایران است و هر روز که افراد جریان ها یا نیروهای مدعی حقوق بشر، آزادی و تساوی انسان ها نسبت به این جنایت و ظلم آشکار سکوت نشان دهند موضع خودشان را در برخورد با فاشیزم بیشتر روشن کرده اند. در این مورد جالب است که برخورد آقای بن کی مون که وفاداری خود به جبهه غرب را قبلا اعلام کرده است را در مورد این حرکات تروریستی دید.



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 دی 1390 توسط مصطفی